< صنعت چوب و کاغذ - چوب و فراورده های چوبی

اول می پردازيم به چوب:

جنگل

جنگل ناحيه نسبتا ممتد پوشيده از درخت است. از نظر علمي جنگل معناي وسيعتري از مجموعه درختان دارد, چنانچه موضوع يك جامعه گياهي واقعي است كه در أن هر يك از اعضا براي فضا, نور و غذا مي جنگد و به طرق گوناگون بر همسايگانشان اثر مي گذارند. در مركز اين جامعه هم گياهان انگلي وجود دارد هم بوته, علف, خزه و ديگر گياهان. جنگلهاي بكر أرامش نيروهاي طبيعي را نمايش مي دهند: اين طبيعت متعادل است. در درون أن درختان در هر سن و اندازه اي كم و بيش مختلط با هم زندگي مي كنند.

شبيه هر موجود مستقل, درخت نيز رشد مي كند, توليد مثل مي نمايدو مي ميرد تا براي ديگران جا باز كند. رشد سالانه درست همان كاهش بر اثر فساد است. رهايي  از اثرات ويرانگر عناصر براي جنگل كمي سخت است .گاهي توفان بر انبوه درختان اثر مي گذارد, گاهي أتش ناشي از أذرخش گوشه اي از أن را نابود مي كندو سرانجام حشرات كه به ميزبانان خود حمله مي كنند. طبيعت چنين خرابيهايي را أباد وبا موجودات تازه جايگزين مي كند, كه اگرچه گاهي تركيب متفاوت دارد ولي سرانجام شخصيت و فرم نامنظم پيشينيان را حفظ مي كند.

همراه با انسان عامل ويرانگر ديگري به جنگل پا نهاد. راههاي بهره برداري او در جاهاي تازه كشف شده وحشيانه اند, زيرا وي به دنبال رفع نبازهاي فوري خود بدون توجه به حفظ جنگل است. او بارها در ايجاد أتش مقصر است كه به نظر مي رسد كمي وي را نگران مي سازد. در هر حال , اگر دانه هايي مانده باشند, رويش دوباره انجام مي گيرد و گسترش أن در اثر أتش أشفته نمي شود. به هرحال أتش اغلب موجب ادامه ويراني أنها مي گردد.

در مناطق مرطوب ,درختان در توده هاي انبوه رشد مي كنند كه حتي خورشيد نمي تواند نفوذ كند .در مناطق نيمه خشك ,رويش گياهان پراكنده تراست, بطوريكه در بسياري از موارد تاج درختان به هم برخورد نمي كنند.

 

 

انواع جنگل

1)جنگلهاي استوايي: يا جنگلهاي بكر كه هميشه سبزند و درختان اغلب تا ارتفاع 40 يا 50 متري رشد مي كنند كه در ميان أن ها پيچكها و انگلها به وفور يافت ميشوند.

2)جنگلهاي موسمي: بومي  جنوب شرقي أسيا گياهان كلفت ولي متناوب كه هنگام فصل خشك , رشد متوقف مي شود و برگها مي ريزند.

3)جنگلهاي تابستاني: بومي أب و هواي معتدل است. اگر تنها شامل يك نوع باشد ‍،معمولا ْ به همان نام شناخته ميشود ، مثلاْ جنگل كاج، بلوط و...  برگها در زمستان مي ريزند.

4)جنگلهاي رشد نكرده (پست):در مناطق پاييني  در كشور هاي گرمسير يافت مي شوند .در اين نوع بوته ها و بوته هاي گرمسيري با ريشه هاي ژرف و برگهاي چرم مانند درخت طاووسي و أويشن وجود دارند. اين جنگلها به نام جنگلهاي پست مشهورند كه كم و بيش از بوته هاي پست وكم رشد و لايه اي از گياه خاك (داراي مواد آلي ) كه براي حفاظت از زمين حياتي است و از فرسايش جلوگيري مي كند، پوشيده شده است.

11

رطوبت  و شرايط دماي جو اهميت فراواني در حيات جنگل دارند. فقدان رطوبت باعث ايجاد لايه هاي پهن و توخالي دروني در همه قاره ها ميشود، در حاليكه دماي كم از رشد أن در عرض و ارتفاع مي گردد. نواحي بسيار مرطوب پوشش جنگلي تقريباْ پيوسته دارند: جاهاي خالي از پوشش به علت زمين نامناسب يا عوامل مخرب مانند أتش ،باد يا حشرات مي باشند.

شرايط أب و هوايي گوناگون و مناطق مختلف  گونه هاي درختي متفاوت از نظر اندازه ،چوب ،شكل ،نوع ،مقدار و محصولات مي شود. جاييكه رطوبت و دما مطلوب باشد ،تنوع گونه ها بيشتر است و بالعكس ،در كوهها و ارتفاعات بلند گونه هاي كمتري وجود دارد .جنگلهاي سوزني در آب و هواي سرد و نيمه خشك گونه غالب هستند .در استوا و جا هاي  مرطوب شمار گونه ها بيشتر و كاجيها كمتر ميشوند يا به كلي نا پديد مي گردند. در مناطق وسيع و معتدل، جنگلها از انواع درختان و كاجيها تشكيل شده اند، كه بسته به شرايط محلي يكي از گونه ها غالب است .در مناطق حاره ،و هر جا كه بارش زياد باشد، گونه هاي ستبر و پربرگ به وفور گسترش مي يابند.

جنگلها خدمات بي شماري به بشر بطور مستقيم يا غير مستقيم عرضه مي كنند . بطور مستقيم ،آنها بوسيله مواد خام پايه خود حيات را گسترش مي دهند :ميوه ،چوب ، زغال ،سلولز ،الكل، رزين،  اسانس ، تانن ، مواد رنگي، نشاسته ، موم، چوب و....

بطور غير مستقيم، آنها به عنوان تنظيم كننده ها ي حياتي پنبه شرايط آب و هو ا يي  لازم براي كشاورزي و حتي سلامت زيستي و فيزيولوژيك  بشر خدمت مي كنند. شايان ذكر درختان ، از طريق روزنهاي خود مقادير زيادي آب را كه از اعماق زمين استخراج كرده اند، آزاد مي كنند .يك درخت متوسط در تابستان روزي 200 تا 300 ليتر آب را ميتواند تبخير كند، تقريباْ يك هكتار جنگل مي تواند روزانه 20 تا 30 متر مكعب آب فراهم كند. اين واقعيتها تاثير درخت را بر باران و آب و هواي يك منطقه شرح مي دهد.

 

دسته بندي جنگلها

از نزديك 40 ميليون كيلومتر مربع از جنگلهاي زمين (3/1 وسعت خشكيها و2 برابر زمينهاي زير كشت)، تنها %62 آن استفاده ميشود، كه توليد سالانه آن حدود 2500 ميليون متر مكعب مي باشد. دسته بندي 4 ميليارد هكتار از جنگلهاي اساسي چنين است:

1): جنگل بكر:                           2 ميليارد هكتار          

2)جنگل در حال بهره برداري :   1.4 ميليارد هكتار

3)جنگل نواحي پست:              600 ميليون هكتار

 

تصور ميشود تنها از %25 جنگلهاي بهره برداري شده  بطور شايسته استفاده مي شود.چوب موجود در بازار از سه نوع اصلي جنگل  فراهم ميشود. جنگلهاي  سوزني ،كه چوب نرم سراسر جهان را فراهم  مي كند ،د ر  سراسر قطب شمال و نواحي اطراف آن در نيمكره شمالي پراكنده شده اند و نيز در عرضهاي جغرافيايي پايينتر در شرق آفريقا، جنوب شرق ايالات متحده  و آمريكاي مركزي يافت مي شوند. جنكلها ي  برگ ريز مناطق معتدل نيز در جهت شمال تا  نواحي جنگلي سوزني برگها را اشغال كرده اند . جنگل هاي برگ ريز مناطق معتدل نيمكره جنوبي در كشورهايي  چون شيلي ، نيوزيلند، استراليا  كه جنگلهاي اكاليپتوس غالبند ،يافت ميشوند . اكثر درختان برگ ريز حاره بومي آمريكايي جنوبي ،آفريقا و جنوب شرق آسيا كه پربارانند،

مي باشند.

پتانسيل توليدي اين جنگلهاي بهره برداري شده چنين است:

1)جنگلهاي سوزني:              %45

2)جنگلهاي برگ ريز معتدل:  %17

3) جنگلهاي برگ ريز حاره:    %38

¤ نوشته شده توسط  محمدرضا محمدی                   Maf

 

حالا کمی هم در باره درخت بعنوان يکی ديگر از شکارهای طبيعی که انسان بی رحمانه

به آن می تازد و شايد در کشور ما شکارچيان ان موجود جنگلی بی رحم تر از شکارچيان خيلی جاهای ديگه دنيا باشند کی می دونه؟

درخت

داستان  زندگي ساده و يكنواخت يك درخت مي تواند مانند داستان زندگي مهيج يك شخص باشد. بر طبق افسانه هاي كهن شرقي، هر روز به تعداد انسانهايي كه مي ميرند، درخت متولد مي شود. اين افسانه  بر پايه  اصل علمي  بقاي انرژي استوار است. هنگامي كه چرخه زندگي يك انسان در حال پايان يافتن است، انرژي او   براي تولد يك درخت در جايي دور روي زمين تبديل (به صورتي ديگر از انرژي ) مي شود. ما اين افسانه را نه مي توانيم تصديق كنيم و نه انكار ، ولي مي توانيم در باره اهميت درخت صحبت كنيم كه در فرهنگهاي سراسر جهان مكرراْ به عنوان نماد  تولد، تجديد حيات و زندگي ظاهر مي شود.

درختان با ريشه هايشان در زمين، تنه هايشان كه بر فراز موجودات زنده قد مي كشند و برگهايي

كه سر و روي  ما را مي پوشانند، سه سطح از تجربه انساني را در بر مي گيرند. درخت  مانند يك

اسكلت جسم جهان را حفظ مي كنند. آن همچنين نماد رشد، مرگ، تناسخ و باروري است . درخت همچنين به عنوان نماد زايش بطور گسترده اي محترم شمرده شده است. آب جذب شده از زمين و شيره  جاري در درخت نماد اسپرم  و پيدايش برگها در بهار منطبق با تصوير تولد وزندگي است. در سراسر تاريخ پر دامنه دين ، چوب و درخت بطور ثابت به عنوان اشياي مقدس ظاهر شده اند. اين شخصيت مقدس گاهي از يك نماد ريشه دار مذهبي بين درخت و نيروي روحاني يا موجود محافظ ناشي مي شود، ولي در ديگر موارد اين شخصيت  توسط طبيعت مقدس خود درخت تعيين ميشود .در واقع درخت نماد همه گيتي است، نه تنها از نظر مادي ، بلكه معنوي. (مثلاْ گفته مي شود ): درخت دانش، درخت خوب و درخت بدي، درخت زندگي و درخت مرگ  .   اين جهان سرنوشت ساز ماست.

 

تحليل ساختاري تنه

بسيار ساده تر است كه ماهيت درخت را از ديدگاه  گياه شناسي تعريف كنيم . هر گياه چند ساله

، دانه دار، هنگامي كه  تنه اصلي آن دست كم به 6 متر برسد، به بلوغ در روال عادي اوج مي رسد. ديگر گياهان چوبي كوتاهتر از اين ارتفاع  ،بوته، خاشاك ،پيچك و ..ناميده مي شود .برخي گياهان شبيه بوته اند، ولي اين مسئله بيشتر به علت رشد ناكافي ناشي از ذات آن است .ما مي توانيم 6 لايه هم مركز در تنه بيابيم، به اين ترتيب:

1)پوست  2) ليبر 3)كامبيوم 4)برون چوب  5)درون چوب 6)مغز

 

 ناحيه بيروني يك تنه درخت شامل پوست و ليبر است. پوست لايه محافظ است و ضخامت آن به

نوع درخت بستگي دارد. مثلاْ پوست  كاج ميتواند به چند سانتيمتر برسد، درحاليكه در اكاليپتوس  به سختي به چند دهم سانت مي رسد. ليبر  يا   پوست دروني، نوعي لايه زاينده اسفنجي است كه شيره از طريق آن به سادگي جريان مي يابد.

ناحيه مياني تنه شامل كامبيوم و برون چوب است. كامبيوم تقريباْ قابل رويت نيست، بهر حال همه توان درخت براي زندگي و رشد  در اين لايه ظاهراْ بي اهميت قرار دارد. كامبيوم، در لايه دروني خود، از توليد سلولهاي چوبي (بافت چوبي ) باز نمي ايستد و در لايه بروني ، سلولهاي ليبر (آوند آبكشي) را مي سازد.  برون چوب بخش كاربردي  چوب است كه در آن شيره جريان مي يابد، مواد مغذي را نگهداري مي كندو به ديگر بخشهاي درخت مي فرستد. بيشتر شيره حلقه چوبي امسال گردش مي كند ،و اگر به علت برخي بيماريها اين حلقه مسدود شود، درخت به احتمال قوي خواهد مرد،  زيرا حلقه هاي پيرتر نمي توانند آنرا زنده نگه دارند.

ناحيه مركزي تنه شامل درون چوب و مغز  يا قلب است. هم درون چوب وهم مغز از بخشهاي مرده درخت هستند. درون چوب يا همان خود چوب، متشكل از فيبرهايي است كه به بيشينه گسترش و مقاومت دست يافته اند  و در واقع ظرفي براي مواد زائد درخت ساخته اند، كه آنرا به مواد سمي براي تغذيه اكثر  موجودات زنده تبديل مي كند. تنها  وظيفه درون چوب محكم كردن و قوي كردن درخت است. مغز مي تواند مقطع دايره اي،  چند ضلعي يا ستاره اي داشته باشد، ولي در  جذب و دفع مواد نقش كمي دارد، زيرا اغلب بسيار كوچك است و از طول شكاف بر مي دارد  ، پس ويژگيهاي فيزيكي و مكانيكي آن بسيار ناقص است.

 

زندگي و تكامل  درختان

در واقع كار درخت در باريكه اي از سلولها متمركز شده  كه لايه بسيار نازك جدا كننده پوست و چوب را  تشكيل  مي دهند. اگر پوست هر درخت زنده را بكنيد، يك لايه بسيار نازك خاكستري خواهيد يافت كه كامبيوم زير آن است كه يك كارخانه واقعي چوب است. اگر كامبيوم بخشي ار  تنه نابود شود، درخت چند روز بيشتر زنده نخواهد ماند. كامبيوم همزمان 3 نوع سلول تازه توليد مي كند. هر ساله،  سلولهاي چوبي نو در لايه دروني خود  برجا مي گذارد كه تنه را ضخيم مي كند. براي هماهنگي با اين رشد ، محيط نيز بايد رشد كند، وكامبيوم بايد هميشه در لايه بيروني خود آوند آبكشي توليد كند  بطوريكه پوست دور تا دور تنه زياد مي شود. در اين كرانه باريك ناشي از پوست، كامبيوم و حلقه تازه چوب، همه سيستم  گردشي چوب انجام وظيفه مي كند.

شيره از راه  چوب تازه بالا مي رود و از ليبر پايين مي آيد. 

جنگلهاي برگ ريز با درختان پهن برگ خود، بوسيله گسترش يك ساختار چوبي همراه با سلولهاي درازتر كه گردش شيره را ممكن مي سازد، يك گام تكاملي از جنگلهاي سوزني برگ پيش افتاده اند .يك آزمايش ساده به ما امكان ديدن اين (واقعيت) را مي دهد: اگر يك تكه كوچك قائم از پوست درخت را بكنيم و چند برش با چاقو روي چوب لخت ايجاد كنيم ، لكه هاي سفيدي بالا و پايين برشها پديد خواهد آمد كه نشان دهنده تورم سلولها بوسيله هواست. در پهن برگان ، اين لكه هاي سفيد از سوزني برگها بسيار بزرگترند ، ولي با وجود سلولهاي درازتر، خطر پيدايش حبابهاي هوا و قطع جريان شيره وجود دارد. در هر حال ، خطر واقعي ،يخبندان است. زمستانها ،هنگامي كه آب يخ مي زند، همين بلا بر سر شيره مي آيد: هوا در سلولهاي كوچك، مانند سوزني برگها ، حباب درست مي كند و هنگام ذوب يخها ، حبابها مي تركند.

به تازگي، شروع به مطالعه جهان شگفت انگيز جنگلها كرده اند و دريافته اند كه در پهن برگها، بيشتر شيره از راه تازه ترين حلقه چوب بوجود آمده بالا مي رود. در واقع ، نياز به بازسازي حلقه امسال بوسيله حلقه پارسال نيست، زيرا كامبيوم در بهار پيش از آغاز مكش شيره توسط برگها چوب مي سازد، ولي اين سيستم خطر خاص خود را دارد، زيرا قارچهايي كه سلولهاي چوبي امسال را مي بندند، همزمان جلوي  جريان شيره را ميگيرند. به اين دليل ، درختاني مانند شاه بلوط و نارون در آمريكاي شمالي در حال نابودي هستند.

سلولهاي چوبي كه متناوباْ كه در لايه هاي هم مركز شكل مي گيرند، همانهايي هستند كه رشد و در واقع تاريخ درخت را ثبت مي كنند. در مناطق معتدل، رشد در بهار كه سلولهايي با حفره هاي بزرگ شكل مي گيرند، سريعتر است. در ادامه رشد، در آغاز تابستان سلولهايي با حفره هاي كوچك و كوچكتر بوجود مي آيند . پس از چند هفته، تا بهار آينده رشد كاملاْ متوقف مي شود.

فرق ميان سلولهايي كه در آغاز اين دوره تشكيل مي شوند و بافتهاي بسيار فشرده كه در دوره خواب زمستاني پيش بوجود آمده اند ،در حلقه ويژه در برشي از تنه يا شاخه درخت نمايان است.

سلولهاي هر حلقه شرايط آب و هوايي فصل پيدايش خود را بازتاب مي دهند. حلقه پهن به معناي يك سال عالي همراه با باران و نور كافي است، درحالي كه يك حلقه باريكتر مربوط به سالي با عوامل رشد نامطلوبتر است. در بسياري كشورها ،حلقه ها نشانگر فصلهاي متناوب باراني و خشك سالي به جاي تابستان و زمستان است .چند فصل باراني طي سال مي توانند چند حلقه را درست كنند .همه مواد چوبي بوجود آمده در يك فصل بين دو حلقه ، نوار رشد ناميده

مي شوند و اين نوارها بافت چوب را تشكيل مي دهند.

همراه با سلولهاي چوب، گاهي كانالهايي با حفره هاي بسيار بزرگ وجود دارد كه با چشم غير مسلح به صورت روزنه قابل ديدن است. در برخي درختان، چنين روزنه هايي در نخستين لايه بهاري متمركز شده اند و سبب برجستگي هر چه بيشتر حلقه هاي رشد مي شوند، چنين درختاني مانند  زبان گنجشك و بلوط ، روزنه هاي رو به كاهش به سوي بيروني هر حلقه سالانه دارند، بقيه مانند راش يا افرا روزنه هايي هم شكل در سراسر حلقه دارند.

¤ نوشته شده توسط  محمدرضا محمدی               Maf 2006

 

اصل موضوع

چوب ، چوب ، آغاج ، WOOD

چوب بي گمان يكي از بهترين و سودمندترين مواد خامي است كه طبيعت به ما هديه كرده است، كه بي آن بشر هرگز به سطح بالاي پيشرفت و رفاه و بهروزي كنوني نمي رسيد. نخست،

ماده اي حياتي براي ساخت ابزارهاي اوليه، خانه و قايق براي حركت در رودها بود. سپس، براي ساخت اكثر چيزها و ابزار سودمندي كه انسان قرنها براي پيشرفت زندگي خود به آنها متكي بود، به كار رفت. بخشي از تكنولوژي بر اثر تلاش صنعتگران باقي مانده، ولي   بيشتر آن به گونه اي چاره نا پذير از بين رفته وبا مواد و روشهاي ديگر كه نتيجه انقلاب صنعتي بشر است، جايگزين شده است. بر خلاف همه چيز، بي علاقه رفتار كردن با اين ماده نادرست است. چوب ارزش  يگانه غير قابل بيان دارد، تنها منبع طبيعي هميشه  تجديدپذير است. نفت سرانجام روزي تمام خواهد شد، همچنين زغال و ديگر معادن ، ولي يك  جنگل خوب نگهداري شده يا حتي گاهي بدون نگهداري، بطور نامحدود به توليد چوب ادامه خواهد داد. اين روزها ، چوب جايگاه بر جسته اي در اقتصاد جهاني دارد، با توليد سالانه 2500 ميليون متر مكعب در بازارهاي جهاني ،ارزش موجود در خواص فيزيكي شيميايي ونيز مكانيكي است كه آن را فعلاْ بي جا نشين مي كند.

 

اجزاي تشكيل دهنده چوب

از نظر گياه شناسي ،چوب بخش جامد و سخت زير پوست ساقه است كه به شكل بافت آوندي وجود دارد. گرچه از نظر حس عمومي ، چوب تنها در درخت و بوته يافت مي شود، از نظر علمي در همه گياهان آوندي وجود دارد. وجوه تار و آوندي اجزاي تشكيل دهنده چوبي است كه سيستم گردشي گياهان بالايي را شكل مي دهند. در اين وجوه ، مجراهاي زير قابل مشاهده است:

1) بافت چوبي يا مجراهاي چوبي ، كه شيره خام، آب و نمكهاي معدني محلول را از ريشه به برگها و غنچه هاي هوايي مي برد.

2)آوند آبكشي يا مجراهاي ليبر، كه غذاي آماده براي برگها(شيره توليدي) به شكل محلول از طريق آنها براي تغذيه بقيه گياه به گردش در مي آيد.

مجراهاي چوبي بوسيله سلولهاي مرده و ديواره هاي چوبي شده بوجود مي آيند، هنگاميكه مجرا هاي ليبر  بوسيله سلولهاي زنده ، دراز شده و توخالي  توليد ميشوند. در هر دو حال پروتوپلاسم سلولي پديدار مي گردد و ديوارها  بوسيله ته نشين ليگنين  كه چوب سختي اش را مديون آن است ، افزايش مي يابند.

سطوح تار و آوندي در نخستين سال رشد خود را در فاصله اي معين در بافت  ميان آوند هاي چوبي و آ بكشي قرار مي دهند ، لايه اي كه اكنون كامبيوم ناميده مي شود، از روبرو گسترش مي يابد. كامبيوم به دو بخش دروني(آوند چوبي) و بيروني(آوند  آبكشي) تقسيم مي شود. بهر حال ، تازه ترين لايه هاي آوند آبكشي كار خود را انجام مي دهند، همچنانكه سلولهاي پير گسترش پيوسته تنه فرو مي ريزند.

 

تركيب شيميايي چوب

اجزاي عمده چوب چنين است:

1) سلولز    ................... %50

2) ليگنين    ................... %30

3) مواد آلي متغير ......... %20

 

دو ماده اولي ، تقريباْ همه ديواره فيبر چوبي درخت را تشكيل مي دهند، و مواد  آلي بقيه ديوارهاي سلولي را مي سازند. اين مواد، به نوبه خود به دو گروه بزرگ تقسيم مي شوند:

1) مواد اندوخته : نشاسته ، قند، چربي ، مواد آلبوميني.

2) مواد نهفته  : روغنهاي عصاره اي ، مواد رنگي ، نمكهاي معدني ، موم و صمغ

 

17

ويژگيهاي اندامي

تركيب چوب مطابق با راههاي گوناگوني كه در سلولهاي گياه با ويژگيهاي گوناگون، گروهها را شكل مي دهد ، بافتهايي مي سازد كه در هر گونه بهم فشرده مي شود. گذشته از اجزاي شيميايي كه قبلاْ ذكر شد، چوب كم و بيش محتوي آب است. مقدار آب بوسيله رطوبت كه رابطه ميان وزن آب قطعه چوب و وزن قطعه بدون آب را بيان مي كند، اندازه گيري مي شود. اين موضوع در فصل خشك كردن مورد بحث قرار خواهد گرفت. درباره ويژگيهاي اندامي ، اين چيزها را مي يابيم:

1) رنگ    2) درخشش(طبيعي)    3) روشني   4) بو

 

رنگ شديد يا مشخص در پهن برگها طبيعي تر است و برعكس، رنگهاي سفيد و عاجي كم نور در سوزني برگها بيشتر يافت مي شوند. رنگ چوبهاي سالم مي تواند همگن يا متغير باشد. نخست ، درون چوب و برون چوب  رنگ مشابهي دارند و تقريباْْ در نقاط  گذشته و تازه يكسان هستند، مانند  توسكا و شمشاد.

چوبهايي كه رنگهاي متغير دارند ، آنهايي هستند كه برون چوب و درون چوب گوناگون دارند ، مانند درختان ليموترش و آلو  كه به بيشينه گوناگوني سايه دست مي يابند، هنگامي كه  علاوه بر اين چوبهاي اوليه و چوبهاي تازه ونيز شعاعهاي مغزي رنگهاي مختلفي دارند و هنگامي كه با انباشتن مواد رنگي پپر مي شوند . اين حالت در كاج ،زيتون، بلوط و بسياري از درختان وجود دارد.

بسته به تقسيم بندي رو به بيرون رنگ آميزي ها ، چوبهاي رگبرگي ، لكه دار، آب نشان ،خال دار ،راه راه ببري ، مرمري و مانند آن وجود دارد. اگر درخت در آب و هوا و زمين عالي رشد كند ، رنگهايش درخشانتر و پايدارتر مي شود و برعكس در آب و هواي نامناسب ، رنگهايي مانند قرمز مايل به قهوه اي و رنگهاي  مايل به آبي موجود است. رنگهاي درون چوب از سفيد تا سياه متغير است و در اين ميان تعداد زيادي زرد ،قهوه اي مايل به خاكستري همراه با چندين رنگ قرمز و  حتي  چند خاكستري و سبز وجود دارد.

چوبها در برش شعاعي بسيار درخشان هستند ، در برشهاي مماسي بسيار كمتر چنين است و در جلو هرگز  درخشان نيستند . درخشش مي تواند درجات مختلف داشته باشد، ساتني ، آفتابي ،ابريشمي ، متاليك ،رنگين كماني و مرواريدي.

روشني با افزايش درصد مواد صمغي و  نيز نزديكي به برون چوب افزايش مي يابد. برون چوب بسيار روشنتر از درون چوب است ، بويژه اگر مرطوب باشد ، پس گونه هاي مرطوب از بدون رطوبت بسيار روشنتر هستند.

بوها ناشي از تبخير آهسته صمغها و روغنهاي عصاره اي مي باشد. بوي  خوش نشانگر سلامت چوب و بوي ناخوش  نشانه تغييرات منفي است. در مناطق گرم چوبهاي معطر بيشتر از مناطق معتدل يافت مي شوند. شدت بو مستقيماْ بستگي به دوام دارد. بو در چوبهاي تازه بريده شده بيشترين شدت را دارد و با گذشت زمان كاهش مي يابد.

بو ويژگي چندان طبيعي در چوب نيست ، بهر حال چوبهايي با بوي ويژه وجود دارند كه به شناسايي آنها كمك مي كند. نمونه آن چوب صندل است كه عطر نسبتاْ شيريني دارد.

 

خواص فيزيكي

در مورد خواص فيزيكي چوب ، برجسته ترين آنها چنين است:

 

1)نم نمايي  2) وا كشيدگي   3) چگالي   4)همگني  5) شكل پذيري  6) سختي

7) شكاف پذيري   8) دوام      9)قابليت رسانايي       10) تخلخل

 

چوب ماده اي نم نماست و بسته به محيطش رطوبت را جذب يا آزاد مي كند. تغيير در رطوبت سبب تغيير وزن و حجم آن مي شود. از دست دادن آب موجب كاهش ابعاد و جمع شدن  ، تغيير شكل ، بد ريختي يا خم شدگي و اغلب ترك مي شود. وا كشيدگي يا همكشيدگي هميشه در الياف جوان از پيرها و در چوبهاي نرم از سخت ترها  بزرگتر است .چگالي يك ويژگي بسيار مهم چوب است ، گرچه بايد بين چگالي مطلق و ظاهري تميز دهيم . اولي ثابت است و ناشي از وزن بدون حفره سلولز و مشتقات آن مي باشد ، و دومي شامل مجاري و سوراخهاست كه بسته به رطوبت چوب بسيار متغير است . هنگاميكه ساختمان و تركيب الياف در همه بخشهاي چوب يكسان باشد ، چوب را همگن گوييم ، و چوبهايي با شعاعهاي مغزي بسيار گسترده مانند زبان گنجشك چندان همگن نيستند. شكل پذيري وابسته به توان فشردگي الياف تحت فشار بين شكل پوست انداخته و شكل  مقابل است . سختي مقاومتي است كه چوب بايد در برابر نفوذ اجسام خارجي داشته باشد و بستگي به مقدار الياف و نبود آوندها دارد وبا افزايش رطوبت بسرعت كم مي شود.  شكاف پذيري آمادگي چوب براي شكافتن در جهت الياف است كه در ساخت برخي اشياي چوبي ويژه بسيار اهميت دارد . دوام چوب بطور مستقيم  به محيط و شرايط كار دارد و در رطوبت بالا و  حتي در شناوري برخي چوبها مانند بلوط ، ماهون وراش صدها سال در اين شرايط  مي مانند. رسانايي مستقيماْ با رطوبت ارتباط دارد . سرانجام، تخلخل به فضاهاي خالي بين مولكولهاي چوب گفته مي شود .

 

 

انواع چوب

از ديد گياه شناسي دو گروه اصلي وجود دارند:

1)باز دانگان يا مخروطيان: اين چوبها از درختاني كه ميوه هاي آنها مخروطي (كاجي) هستند ، بدست مي آيند و اغلب برگهاي سوزني  و دانه هاي باز دارند. اينها چوب نرم نيز ناميده مي شوند.

2) نهاندانكان يا درختان برگ ريز : داراي برگهاي پهن هستند و چوب سخت نيز نام دارند.

 

 

چوب در بازار

گذشته از تفاوتهاي كلي ، تنوع ظاهر و شخصيتي زيادي در انواع يا گونه هاي چوب وجود دارد. اين ظواهر در چوبهاي كه  اغلب مورد استفاده بشر قرار مي گيرند ، شناخته شده اند و به عنوان آزمايش ماكروسكوپي براي شناخت چوب كافي است .بهر حال در صورت دشواري تمايز ظاهري ، يك آزمايش ميكروسكوپي به تشخيص چوب كمك مي كند .

حضور چوب در بازار و در نتيجه وجود نام تجاري و مرز بندي تعداد نامهاي تجاري بوسيله ويژگيهاي

زير تعيين مي شوند :

1)كيفيت و سودمندي    2) دسترسي  3)  سهولت ( بهره برداري )  4) شمول تحت نام تجاري يك گونه

 

عليرغم شباهت ويژگيها و كاربردها ، ممكن است به گونه هاي مختلف گياهي تعلق داشته باشند.

چوبهاي رز يني بويژه با نواحي پهنتر و تاريكتر آخرين چوب حلقه رشد مشخص مي شوند ، در برابر در چوبهاي نخستين ، ناحيه روشنتر و باريكتر است ، بنابراين شعاعهاي مغزي با چشم غير مسلح ديده نمي شوند و نيز آوندهاي ناكامل چشمگير نيستند ، چنانكه آنها با الياف در يك راستا آميخته مي شوند و عناصر را هدايت مي كنند . چوبهاي اولين و آخرين بصورت حلقه هاي هم مركز ديده مي شوند ، متناوباْ در برش جلويي تاريك و روشن هستند و الياف موازي تقريباْ با پهناي يكسان در برش شعاعي و نوارهاي موجي با پهناي نامساوي به سمت پهلو رشد يابنده را  در برش مماسي تشكيل مي دهند .

وقتيكه رشد دواير موجي باشد و آخرين چوب به تدريج ضعيف مي شوند ، الياف و آب به شكوه چشمگيري دست مي يابند . تقريباْ 650 گونه از مخروطيان وجود دارند كه به 50 طبقه كه 8 خانواده را تشكيل مي دهند، تقسيم مي شوند . بيشتر آنها در مناطق معتدل زندگي مي كنند ،گرچه برخي از آنها در  سردترين نقاط زمين هستند . مخروطيان بلندترين گياهان روي زمين هستند و در مقايسه با پهن برگان تفاوت زيادي دارند.  مخروطياني وجود دارند كه 85 تا 100 متر ارتفاع دارند ، در حاليكه بيشينه ارتفاع برگ ريزها از 55 متر تجاوز نمي كند .اهميت اقتصادي مخروطيان به جهت علل زير  است:

1)   گياهان سنبله اي اند كه سطح زيادي را با گونه هاي خالص  پوشش مي دهند.

2)   آنها در مناطق معتدل سرد به بيشترين رشد  و گسترش خود مي رسند ،3)    كه اكثريت  جمعيت جهان توسعه يافته در آن واقع است ،4)   و تقاضا براي مواد خام بيشتر است .

5)   ساختمان آنها با تنه اي كه عموماْ شاخه بندي  كم و تاج  كوچك در شاخه ها دارند ،6تبديل صنعتي آنها را ساده مي كند.

7)   همگني ساختمان  چوب كاربرد آنها را در محدوده وسيعي امكان پذير مي كند.

 

برگ ريزها از نظر ساختمان چوب به دو دسته بزرگ تقسيم مي شوند :

 

1) تك لپه اي ها :بافت آوندي اين چوبها  شخصيت آنها را در سراسر رشد گياه حفظ مي كند و در تنه پخش مي شود و از شكستن جلوگيري مي كند .بنابراين ، تنها از تنه كامل ميتوان استفاده صنعتي  كرد .

2) دو لپه اي ها: بافت آوندي اين چوبها به دو حلقه رشد تشكيل دهنده يك سازمان كامل كه به آن امكان پيچيدگي مكانيكي را مي دهد .اين نوع يا گونه از چوب منبع اصلي چوب تجاري را تشكيل مي دهند .تنوع عناصر ساختماني آنها به عنوان نتيجه اي از كيفيت خوب انواعي از چوب از نظر فيزيكي ، مكانيكي و زيبايي شناسي بيان مي شود ، به بيان ديگر با چشم آسانتر شناسايي مي شوند .

 

در مقطع جلويي چوبهاي درختان برگ ريز ، حلقه هاي رشد به شكل تاجهاي حلقوي آوندها يا سوراخها نمايان مي شوند، كه بوسيله خطوط طبيعي ناشي از شعاعهاي مغزي قطع مي شوند. در مقطع شعاعي حلقه هاي رشد به شكل نوارهاي طولي كوچك ظاهر مي شوند، كه موازي هم و با پهناي يكسان هستند و بوسيله نوارهاي خطوط يا كانالها كه برشي از آوندها هستند  ، از يكديگر جدا مي شوند .آنها بوسيله لكه ها و رگه هايي كه ناپيوسته و مرواريدي يا درخشان هستند، قطع مي شوند كه شبكه شيشه هستند و جذابند .  بر خلاف سوزنيها ، برگ ريزها در مقطع شعاعي بسيار زيبا هستند ، زيرا شبكه ها بيشتر و آب يا الياف كمتر هستند .1500 چوب برگ ريز با اهميت تجاري وجود دارد.

 

¤ نوشته شده توسط  محمدرضا محمدی             Maf   2006

۰۰۳

 

چوب تبديل شده و فرآورده هاي جنبي آن

 

 

1)   تخته روكش شده :

  چوبهاي محكم و ظريف كه بسيار مناسب براي كابينت ها و بطور كلي كمد ها  بوده و در

 

انواع تخته لاييها توليد مي شود و بر حسب ضخامت مورد نياز و كاربرد از سه لايه ، پنج

 

لايه  ، هفت لايه و حتي بيشتر  ساخته شده و متاسفانه در ايران به دلايل گوناگون اكثر

 

واحد هاي توليد كننده آن متوقف است . 

 

2)  ذرات چوب فشرده :

 

 به شكل زهوار يا تخته در انواع همگن , سه لاو يا  تخته هايي با ذرات ريز چوب در سطح

 

كه بصوت تدريجي بطرف مركز تخته ، ذرات چوب درشتر مي شود وجود دارند كه در ايران

 

به غلط به نئوپان معروف شده و كارشناسان به آن تخته فشرده  يا تخته خرده چوب مي

 

گويند.

 

3)  چوب پنبه : در ابعاد دانه و چگالي هاي گوناگون

 

4)  كاغذ با نقش رگه چوب : با يا بدون انواع مختلف رزينهاي اشباعي .

 

5)  تخته هاي كلفت چوبي  بلوک برد:

 

 لايه اي از تخته با كيفيت پايين كه بصورت رديف در كنار هم قرار گرفته (يا تخته فشرده) با

 

رويه نازكي از چوب خوش نقش ومرغوب .

 

 

6) پلاستيك و تخته هاي طبقه طبقه : با پايه و پشتيباني سلولز

 

آغشته با رزين . مواد ديگر مانند پلي اورتان گسترده , پي وي سي ,پلي

 

استر و ....

 

تغييرات و نقايص چوب

 

تغييرات  عيبها و بيماريهايي كه بر چوب اثر ميكنند اغلب ناشي از اين واقعيتند كه چوب يك ماده

 

زنده است . درخت چه قطع شده چه ايستاده يك ماده ارگانيك است كه در معرض عوامل

 

بيولوژيك قرار ميگيرد كه ميتواند موجب تغيير،از ريخت افتادن، شكست و حتي تخريب آن گردد .

 

اين عوامل فيزيكي و محيطي اغلب باعث كاهش ارزش چوب مي شوند.

عيوب رشد

 

از ديد صنعتي عمده نواقص و عيبهايي كه چوب در حال رشد نشان ميدهد اينها هستند:

 

1- رگه پيچ خورده و تابيده 

 

2- چوب در هم بافته و به هم پيچيده

 

3- چوب ناهمگن  

 

4- كيست و زگيل 

 

5- كجي و انحناي تنه 

 

 6- درون چوب خارج ا زمركز

 

 7- شكافت حلقه

 

 8- مخروطي شدن

 

 9- شاخه ها و رگه ها  

 

10- چوب واكنشی

 

تغييرات طبيعي در گره ها يا رگه

 

گره ها يا رگه بسته به تغييرات طبيعي ميتوانند به دو حالت زنده (سالم و پيوسته ) و مرده

 

(پيوسته و شكننده) وجود داشته باشند.

 

نواقص و بيماريها چنين ميتوانند باشند:

 

به علت تغييرات رنگ :

 

قارچهاي رنگي ( چوب آبي يا سبز)، رنگين شدن ويژه (قرمز درون رنگ پريده)

 

به علت انگلهاي گياهي و حشرات :

 

1- كشمشمك

 

2- اجتماع لارو 

 

 3- آسيبهاي ديگر

 

به علت جراحات :

 

4- اجسام خارجي

 

 5-ورآمدگي پوست

 

 6- پوشيدگي با كرك

 

به علت اعمال گوناگون :

 

 7-شكافهاي شاخه 

 

 8- شكست ناشي از سقوط سهمگين              

 

 9-شكافت دروني 

 

10-درون چوب خرد شده     

 

 11- شكافتها (ناشي از يخ زدگي ، شكافتهاي ستاره اي ،قرار گرفتن در معرض خورشيد)

 

 

عيوب رگه از جمله انحراف ، خم و انحنا ، به هم پيچيدن ، ناهمگني ، پيچش و…… هميشه با

 

رشد غير طبيعي كه چوب را از رشد موازي با مغز چوب باز ميدارد  مربوط است . مثلا : زمينهاي

 

سنگي كه به ريشه امكان رشد از يك جهت خاص را نمي دهند، تاثير باد و نور در يك جهت تنها

 

باعث خم شدن يا انحناي اندك تنه ميشود وبنابراين رگه نيز خم ميشود. در حقيقت رگه نامنظم

 

از نظر تزئيني جذابترند ولي اينگونه چوبها مقاومت و سختي كمتري دارند.

 

زگيلها و كيستها در واقع غده و برآمدگيهاي ليگنين هستند كه به وسيله نهالهاي ساكن بوجود

 

مي آيند كه اين شاخه ها پيوستگي خود به چوب را از دست داده و به طو رمستقل از درون

 

رشد ميكنند.اگر به جاي يك شاخه چند شاخه وجود داشته باشد سطحي نا همگن و زبر و

 

خشن به دست مي آيد اين چوب كه داراي اثر مرمري كه از نظر ساختماني بسيار سست

 

است و به دليل الگوي رگه و درخشش خود براي تخته هاي تزئيني مناسب و بسيارگرانبهاست

 

انحناي تنه ناشي از فتوتروئيسم است كه رشد نابرابر در دو نيمه تنه ايجاد ميكند. و يك عيب

 

جدي براي بريدن آن است . به همين ترتيب براي عيبهاي درون چوب ميتوان گفت كه رشد آن

 

تحت تاثير جابجائي درون چوب قرار ميگيرد اين اتفاق اغلب موقعي رخ ميدهد كه درخت در

 

مناطق شيبدار يا صخره اي كه موانع باعث نابرابري بالا ميشوند ، رخ ميدهد.

 

مخروطي شدن تنه و شاخه ها هر يك به ترتيب مربوط به اتصال غيركامل دو تنه يا دو شاخه دو

 

قلو ميباشد و درون چوب دوگانه نيز به برش مقاطع مربوط ميشود.اختلاف ماكزيمم ومينيمم

 

قطر حلقه ها برحسب درصد انتهاي آن ميباشد كه اين عيب در برشهاي طولي مهم نيست ولي

 

در برشهاي محيطي بسيار اهميت دارد . رشد چوب ناشي از كشش مكانيكي ، چوب واكنش

 

ناميده ميشود اين رشد ميتواند تحت فشار اتفاق بيفتد كه چوب فشاري نام دارد. نكته جالب

 

اين است كه پديده چوب كشش معمولا در چوبهاي پهن برگ و پديده چوب فشاري معمولا در

 

چوبهاي سوزنی برگ رخ ميدهد.

 

گره ها در چوب در واقع تغيير رگه طبيعي چوب هستند كه مركز يك شاخه اي كه بطور جانبي

 

روي تنه رشد كرده ميباشد و اثر آن در داخل همچنانكه رشد ادامه ميابد باقي ميماند . اين اثر

 

در سراسر ضخامت اره و تنه يافت ميشود.

 

درختاني كه بطور تكي يا در گروههاي كوچك رشد ميكنند شاخه هاي فراوانتر و كلفتتر از

 

آنهايي بطور فشرده و تنك هستند دارند . موقعيت گره بسته به شاخه ها دارد و به همين لحاظ

 

در چوبهاي پهن برگ به شكل مارپيچي يا متغير و در چوبهاي رزيني به شكل عمودي ميباشد .

 

اگر گره ها ناشي از شاخه هاي زنده باشند زنده هستند كه به چوب به روش در برگيرنده مي

 

پيوندند و كم و بيش از گره هاي مرده زيان آورترند . گره هاي مرده از شاخه هاي مرده بدست

 

مي آيند ،به چوب پيوسته نيستند و داراي رنگ تيره اند و اغلب در معرض پوسيدگي قرار دارند.

 

انگلهاي گياهي عيبهايي كه موجب تغيير رنگ طبيعي چوب ميشوند مخصوصا به وسيله

 

قارچهاي رنگي بوجود مي آيند كه تنها مايع درون سلولها را مي خورند بر خلاف قارچهاي

 

سوراخ كن كه سلولز و ليگنين ديواره هاي سلول را ميخورند و چوب را خراب ميكنند .رايجترين

 

تغيير رنگ آبي است كه ناشي از فساد جرم آلبوميني شيره است. بلوط ، راش ، شاه بلوط و

 

غوشه در معرض رطوبت بالا تغيير رنگ ميدهند و چوب به رنگ مايل به خاكستري در مي آيد كه

 

ناشي از قارچهاي هلوتيم است كه به جاي فاسد كردن چوب موجب افزايش چگالي چوب

 

ميشوند و حتي عمر آن را افزايش ميدهند . سرانجام در بين پديده هايي كه با تغيير رنگ روبرو

 

ميشوند درون چوب قرمز راش است كه به ويژه در درختان پبر به هنگام اسفنجر شدن درون

 

چوب رخ ميدهد ،همچنانكه آب بر اثر خاصيت موئينگي بالا ميرود ، تانن را اكسيد ميكند كه به

 

رنگ قرمز در ميآيد و مركز تنه را رنگ ميكند . قارچها همچنين رنگ قرمز كمرنگي توليد ميكنند كه

 

پس از قرمز كردن چوب رنگ آن را به پودر كم رنگ يا تنباكويي در مي آورد.اين پديده هم در

 

درخت و هم در چوبهاي كار شده رخ ميدهد.

 

حشرات آسيب رسان چوب

 

برخي حشرات به برگها هجوم مي آورند ، برخي ديگر به ريشه ، برخي زير پوست زندگي

 

ميكنند و بقيه چوب مي خورند . عمده حشراتي كه چوب مي خورند اينها هستند.

 

1- زنبور چوب

 

2- سوراخ كننده

 

3- كرمهاي سوراخ كننده

 

4- كرم چوب

 

5- كرم سياه

 

6- مورچه نجار

 

7- مورچه سفيد

 

8- بيد چوب

 

9- حلزون

 

10-پروانه نجار                                  

 

حملات حشرات از مورچه سفيد ترسناك با برآمدگيهاي دهاني بسيار قوي تا بيد چوب كه مي

 

تواند سوراخهايي تا عمق 1.5 ميليمتر پر از گرد بسيار نرم آرد مانند ناشي از لاروها ايجاد كند

 

متغير است . نامهاي علمي ويژگيهاي زيست شناختي و برخي واقعيات مربوط به حملات آنها و

 

نوع چوبهاي مورد علاقشان چنين ميباشد:

 

1-      زنبور چوب: ( سيركس ، ژونكس و سيركس گيگاس)داراي بدني دراز با

 

شاخكهاي رشته اي و يك مته نيرومند براي سوراخ كردن كه به تدريج هنگام پيشروي

 

لاروها پهن ميشود.سينكس و ژونكوس به رنگ آبي متاليك و سيركس گيگاس تيره و

 

زرد ميباشد .

 

2- سوراخ كن :(آنوميوم استرياتوم ، پرتيناكس و ستلاتوم)داراي 6 پا و دو آرواره

 

زيرين كه چوب را ميجود و صدايي بسيار شبيه صداي ساعت توليد ميكند ولي

 

كوچكترين سر و صدايي باعث توقف كارش مشود و به بلوط علاقه دارد .

 

3- كرم سوراخ كن: (آنانيوم و يونكتاتوم) نشانه آن وجود سوراخهاي گرد 2

 

ميليمتري ميباشد كه در داخل آن لاروها نقب زده اند و پر از خاك اره دانه اي ميباشد .

 

اين حشرات در بيرون و درون چوب درختان رزيني كه به مدت چند سال استفاده شده

 

اند يافت ميشود . همچنانكه در پهن برگهاي پير تيرها و لوازم قديمي هنري وجود دارد.

 

4-كرم چوب :(هيلومرديس باژولوس )سوراخهاي مرغي ،تميز و 3-4

 

ميليمتري نشانه آن است در داخل چوب نقبهايي وجود دارد كه به طور مداوم توسط

 

لاروها باز ميگردند وو پر از خاك اره پودري ميباشند. كرم چوب به بيرهن درختان سوزني

 

و درون چوب درختان سپيداار هجوم ميبرد ،اغلب در تيرهاي كاج و تير  تلگراف يافت

 

ميشوند .

5-كرم سياه:(بوستريكوس،لينياتوس،استتوگرفوس و گزيكوبروسمرنرگرافوس) لارو آن بين پوست و چوب زندگي ميكند و حدود 8 ميليمتر به داخل چوب نفوذ مينمايد و داخل آن شيار درست ميكند. بويژه در چوبهاي رزيني و همچنين در بلوط و هم در چوب بريده شده و هم درخت در حال رشد يافت ميشود اين حشرات نقبهايي مايل به سباه درست ميكنند كه نامشان نيز برگرفته از اين موضوع است

2-      مورچه چوب :( فريك يا هركوليانا ، ليگنيردا و فوكگينوسا ) هركوليانا بزرگتريت و قويترين مورچه است كه تا17 ميليمتر طول دارد و اغلب به دزختان ايستاده حمله ميكند وبه ندرت به درختان افتاده حمله ميكند .

3-       مورچه سفيد : ( ترمس لوسينوگوس كالوترمس فلاويكرليس) از مضرترين حشرات براي چوب ميباشد زيرا به رطوبت نزديك زمين حمله ميكند و حتي تا آنجايي كه ساختمانهاي غير مسكوني باشند پيش ميرود و بويژه چوبهاي رزيني را تخريب ميكند برآمدگيهاي دهاني بسار قوي دارد .

4-       بيد چوب :(ليكتوس كاناليكولا توسن يا ليكتوسن بزونيوس)داراي شاخكهاي اره كننده است كه مخصوصا به بردن چوب درختان راش و بلوط و تمامي چوبخاي نرم درختان حاره حمله كنند اين حشره سورخهاي گرد يا تخم مرغي به پهناي 1تا 5/1 ميليمتر ايجاد ميكند كه در داخل چوب تونلهاي باريك ودرازي در جهت رگه ظاهر ميشوند كه پر از گرد و غبار بسيار نرم است و لاروها با خوردن چوب آنرا ايجاد ميكنند.

5-      حلزون چوب :( كملسيون ناوال) زرد و سياه است و با شاخكهايش دراز ميشود به طور حمله كرده تونلهايي در جهت رگه ايجاد ميكند

6-      پروانه چوب: (كوسوس ليگنيپردامو ، زنزرااسكولي ، سيساكوليسيفورميس)بدن آنها بسيار بزرگ و كركدار داراي بلهاي بزرگخالدار خاكستري است لاروهاي صورتي رنگ اغلب به درختان پهن برگ زنده حمله ميكنند تا درختان قطع شده به ويژه درختان بيد و نارون. براي حفاظت از هجوم حشرات هنگامي در انبار نگهداري ميشود معمولا با مواد ضد حشره مانند نفت ، تربانتين ، دي مكرو و نفتالين و و آغشته يا تزريق ميگردد . براي اين چوبها كه زياد در برابر حشرات آسيبپذير نيستند و در ساختمان بكار ميروند به سادگي ميتوان جلا و رنگهايي را كه اين مواد در آنها وجود دارد بكار برد . گذشته از اين دامنه وسيعي از حشره كشها ، باكتري كشها و قارچ كشها وجود دارند .

جراحات و علل گوناگون

اثرات به جاي مانده در چوب ناشي از جراحات هستند يا ميتوانند به وسيله اجسام خارجي ، كنده شدن پوست يا شاخه زدن باشد .جانوران جونده ، گلوله ، ميخ و………… ميتوانند باعث زخمي شدن درخت گردنند. كنده شدن پوست ميتواند به علت افتادن يك درخت بر روي درخت ديگر يا هرعلت خارجي ديگر باشد . اگر پيش از التيام زخم شرايط براي تهاجم قارچها مساعد باشد ممكن است پوسيدگي رخ دهد . شاخه زدن بيموقع به علت جراحات بالاي بوجود آمده در چوب ميباشد.

عيوب و نقايص به علل گوناگوني رخ ميدهند كه ميتوان به سه گروه اصلي تقسيم نمود :

1-   عيبهاي موجود در حلقه هاي رشد

2-   عيوب مركزي و درون چوب

3-   عيوب شكافهاي پيراموني

در گروه اول به اين نقايص بر ميخوريم : ترك حلقه كه در واقع فضاهايي هستند كه بر اثر جدا شدن بوجود مي ايند. اين بيماري ميتواند در اثر تسطيح و صاف كردن ناگهاني و وسيع چوب يخ زدن دير هنگام يا هر دو اين عوامل به طور همزمان رخ دهد.حلقهاي خارج از مركز ميتواند در اثر بادهاي نيرومند ، تاثير نور تنها در يك طرف درخت اتفاق بيفتد همچنانكه ميتواند ناشي از خميدگي بر اثر برف سنگين باشد.

عيوب موجود در درون چوب بسيار متنوع وفراوانند كه ميتوان به شكاف درون چوب يا خارج از مركز بودن اشاره نمود كه شكاف درون چوب شامل شكافهاي شعاعي يا كلاغي نيز ميگردد

ترك درون چوب شكافهايي هستند كه از خود داخل چوب آغاز ميشوند ودر حلقه هاي نزديك ان وجود دارد

سوراخهاي درون چوب اغلب به دنبال ترك درون چوب پديد مي آيند و نيز ممكن است بر اثر دمل قرمز به وجود ايددر اين حالت ديگر نميتوان چوب را در بناها بكار برد. تركها و شكافهاي محيطي نتيجه مستقيم يخ زدگي تابش خورشيد و تغییرات جوی ميباشد

 

نظامنامه چوبهاي تجاري

در كارخانه هاي چوب بري براي سازماندهي و ضمانت اصل و نژاد چوب ، يك سري نشانه ها رنگي گوناگون براي علامت گذاري جلوي هر تخته يا گياه بكار ميرود كليدهاي تشخيص از اين قرارند :

1-   كاجهاي اسكاتلندي و سياه : قرمز

2-    كاج دريايي : سياه

3-     صنوبر ، بلوط ، راش ، شاه بلوط و سپيدار:بدون رنگ

البته بايد توجه كرد در تجارت اگر چوب داراي نقص يا عيب باشد بر قيمت و طبفه بندي آن تاثير سوء خواهد گذاشت . رايجترين عيوب شكاف ، سرازيرشدن شيره هنگامي كه يك شاخه ترك برميدارد يا وقتي خشك شده ميپوسد ، شيار شيار شدن كه به علت حشرات زير پوست است كه خطوطي مرئي را توليد ميكنند ، تومورها كه نتيجه وزش سنگين به همراه كم شدن شيره است كه به محض پوسيده شدن توليد گره و برآمدگي مينمايد

بسته به نوع ، كلاس ونژاد چوب دولتها از طريق وزارتخانه هاي مربوطه با استفاده ازقواعدي كه  استانداردهاي تجاري براي طبقه بندي كيفي قطعات را سازماندهي ، حداكثر استفاده از چوب را كنند

قواعد تجارت توسط افراد صاحب صلاحيت دولت ديكته ميشود كه نظامهاي ممكن و بي نظميهايي كه ممكن است نجار هنگام خريد چوب با آن مواجه شود گرد آوري ميكند ، سپس قواعد پايه اي را خلاصه كرده به اين شكل عرضه ميكند

 

1-     در قطعات درازتر از 35متر قيمت ممكن است 5 % به ازاي هر 5/0 طول كه از عرض تجاوز ميكند

افزايش مييابد

2-      چوب ممكن است داراي هزينه اضافي باشد كه به متر مكعب محاسبه ميشود

3-     هنگامي كه محموله اي شامل تعدادي قطعه با بيشترا ز 15 در صد كل حجم مفروض به ميزان 25 درصد كاهش ميابد و صورت حساب مربوط به كاهش قيمت بايد تحت عنوان كاهش قيمت به دليل ثبت شود

4-     قيمتهاي مربوط به متر مكعب هميشه به عنوان حجم واقعي دانسته ميشود و اندازه گيري لازم براي تغييرات آن بايد انجام گيرد كه بايد طبق قواعدي باشد كه بيان ميكنيم:

آ- براي گرده های ناصاف و نامنظم محيط يا قطر وسط طول آن را به سانتيمتر بدست مي آوريم در صورت نا همگن بودن هميشه محيط در نظر گرفته ميشود، اندازه طولي هميشه از نزديكترين دسيمتر گرفته ميشود

ب- براي الوارهاي مربع روش اندازه گيري مشابه است كه به ما امكان خطاي اندازه گيري پهنا و ضخامت در ابعاد مشخص شده در حمل و نقل ودر اندازه واقعي بيشتر از 2در صد نباشد . در اين حالت همه اندازها مربوط به قطعاتي اند كه در هوا خشك شده اند و بايد انتظار افزايش ابعاد را داشت

5-در اينجا دو گروه چوب مبلمان و  چوب ساختماني را بررسي ميكنيم

1)در چوبهاي مبل سازي : راش،بلوط و شاه بلوط

گره هاي پيوسته تا وقتي مجاز است كه مقدار آن در چوبهاي بيشتر از 2*2 متر خطي كمتر از 15% كل باشد . گره هاي آزاد يا شكننده در صورتي مجازند كه قطرشان از 40ميلي متر كمتر باشد همانند عيوب اگر هرگونه شكاف مقاطع وجود داشته باشد ميتوان قطعات را برگشت داد چون ميتوانند موجب شكافهاي پهن باشند حتي اگر در انتهاي مقاطع قرارا داشته باشند به هر حال در صورت خريد حداقل كاهش قيمت 20% ميباشد

اگر قطعات بلوط يا شاه بلوط داراي ترك حلقه اي باشند بايد محموله را پس فرستاد .

رنگ شدن تا حدي قابل قبول است كه مقاومت طبيعي را كاهش ندهد.

2)چوبهاي ساختماني: كاج ، صنوبر و بلوط

حتي هنگامي كه گره هاي سالم به هم پيوسته جمع شده باشند قابل قبول است مگر آنكه موقعيت و اندازه آنها بر مقاومت چوب اثر سوء بگذارد

چوب داراي هر گونه پوسيدگي با هجوم حشرات را ميتوان هميشه پس فرستاد زيرا مقاومت چوب را كاهش ميدهند . پديده آبي شدن چوبهاي رزيني بايد در صورت نبودن در شرايط درست مورد پذيرش قرار گيرد . همچنانكه در مورد اره كردن ديديم چوب بايد مربعي و داراي لبه هاي تيز باشد رويه ها بايد صاف باشند و زاويه بين دو سطوح مجاور حداكثر 15 درجه از حالت قائم انحراف داشته باشد
نوشته شده توسط مصطفی طحان در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 22:15 | لینک ثابت |